السيد موسى الشبيري الزنجاني

854

كتاب النكاح ( فارسى )

بنى عباس بوده ، و ثانياً ، از برخورد عمار هم معلوم مىگردد كه محيط آن زمان عملكرد زنان اهل مدينه را حرام نمىدانسته‌اند و كلام معاوية بن عمار براى پدرش تازگى داشته است ، و ثالثاً ، شيخ طوسى اشاره كرده كه در آن زمان زنان اشراف بنى عباس و دستگاه‌هاى حكومتى ، مماليكى داشته‌اند كه همانند محارم تلقى مىشده‌اند ، با توجه به اين امور ، زمينهء تقيهء امام عليه السلام آشكار مىگردد « 1 » . به هر حال ، از اين روايت ، جواز نظر مملوك نسبت به مالكه استفاده مىشود و ظاهراً مجمع البيان به اين روايت نظر داشته است . « * و السلام * »

--> ( 1 ) استاد مد ظلّه در اينجا توريه‌اى را از مرحوم آية الله والد قدس سرّه نقل كرده‌اند كه ايشان مىفرمودند : كسى از من خواسته بود كه براى نماز مستحبى كسى را استيجار كنم و گفته بود كه پول آن را بعداً مىفرستم ، ولى مدتى گذشت و از پول خبرى نشد و فهميدم كه آن شخص نمىخواهد پول بفرستد ، من به او نامه نوشته ، زمانى ضرب الاجل تعيين كردم و گفتم : اگر تا آن وقت پول را فرستادى فبها و گرنه من به وظيفهء شرعى خود عمل مىكنم ، آن آقا ترسيده بود و زود پول فرستاده بود ، در حالى كه مراد من از وظيفهء شرعى ، سكوت بود و آن شخص متوجه نشده بود .